عطش شجریانی‌ها

آیا هنر، غایتی است که هنرمند پرده‌برداریش می‌کند و مخاطب مجبور به هضم آن می‌شود، یا آنچیزی‌ است که دل مخاطب را مال خود می‌کند؟
اگر دنیای مفاهیم و تعاریف مدرن و پسا مدرن زورش به وادی‌های زیادی رسیده و کمر ایده‌های بسیاری را به خاک مالانده باشد، اما هنوز هم نفهمیده که سیبلِ مقابلِ هنرمندی که زهِ کمانش را رها کرده است، هنر است یا مخاطب!!!
آیا هنر، سیبلِ روبروست که مخاطب با گردن نهادن به نشانه‌روی هنرمند تلاش میکند تا امتیازات دایره‌های متحدالمرکز یا همان هنر واقعی را بخوبی درک کند؟ یا اینکه آن نقطه‌ی صد امتیازی وسط سیبل همانا مخاطب است که چنانچه خال نظرش کوفته شود، هنرکسب، و هنرمندِ ارزند خلق شده است؟

سنگ‌های میزان‌ ترازوی دکانِ هنریِ استاد محمد رضا شجریان از تعدد مشتری و خوش نامی کاسبش، انگار که چنان موافق طبع اهلش افتاده که جایگاه‌ی برای عرض اندام مسلک‌های فکری جوان و پیرِ قضاوت‌گر نگذاشته است. حال که جماعتی به پهنای یک عددِ هفت و یا شاید هم هشت رقمی به دشتِ آوازِ خوش کرشمه‌ی این مرد مشهدی، آهو اسیر کرده‌اند، حق مطلب آنقدر بزرگانه جلوه‌گری می‌کند که قلمی فرسایید و فکری گشود در راهِ خوش خرامیدنِ این همه خیالْ‌سوارِ نازکدلِ هنر ایرانی.

فهرست آنچه را که قرار است اندر نگاه اجمالی خویش به طیف وسیع هواداران استاد محمد رضا شجریان پیش روی شما بگذارم، اینچنین است:
  • شجریانی‌ها کی‌اند؟
  • شجریانی‌ها چه می‌خواهند؟
  • شجریانی‌ها کی‌اند؟
  • شجریانی‌ها چه می‌خواهند؟
  • حرفهای من برای شجریانی‌ها و شجریانی‌ها
شجریانی‌ها کی‌اند؟

شجریانی‌ها هم‌نظرند که:
محمد رضا شجریان دلرباترین آوازها و تصنیف‌های ضبط شده‌ی اصیل ایرانی را برای اهالی این مرز و بوم به یادگار گذاشته است.
نه هووراکِشان کوچه‌های پلاک شده‌ با فضیلتِ تعصب، تنها مرام‌، نه کویر‌های خشکیده و بی‌انتهای رهروان بی‌حد و نصاب اندیشه مداری، تنها گذرگاه، و نه تیمچه آدابِ دل به هم زنک میانه‌روی و اعتدال تنها منش هواداری و هواخواهی از یک هنرمند است.
رازهای نهفته‌ی هر کداممان از آنچه که از درون خود میدانیم و یا حتی نمیدانیم، دلایل مستحکم وکافی‌ برای هواخواهی‌مان از یک هنرمند بشمار می‌رود که چراجویی‌اش می‌تواند بسانِ خلال دندانمان شخصی باشد. پراکنده‌گی طیف وسیعی از رازهای نهانی انسان‌ها باعث می‌شود که گونه‌های مختلف هوادار از طبقه‌های مختلف جامعه با تنوع خوشرنگ فرهنگی و فکری شکل گیرد.
 از سرسپرده‌های عاشق، شیفته دلان جامه َکن، منتقدان خیرخواه، همکاران نزدیک تا اعضای خانواده، هر یک به گونه‌ای و کلامی و عادتی ابراز علاقه می‌کنند بر هنر محمد رضا شجریان که آوازش بنا به هر دلیل ظاهر و نهان و شمردنی و نشمردنی به سیمرغ حقیقی موسیقی اصیل ایرانی مبدل گشته است.
نقطه‌ی گرانیگاه این گستره‌ی عریض انسانی با این همه تفرق در گفتار و کردار، تنها این حقیقت است که : محمد رضا شجریان دلرباترین آوازها و تصنیف‌های ضبط شده‌ی اصیل ایرانی را برای اهالی این مرز و بوم به یادگار گذاشته است. و تنها همین حقیقت کوتاه است که وحدت کلامیِ عجیبی را به این تعداد هوادار بیشمار ارزانی می‌دارد و همه‌شان را شجریانی‌ها نام می‌نهد.


 شجریانی‌ها چه می‌خواهند؟

عدم یکپارچگی عناصر یک مجموعه‌ی هم شعار و هم کلام گرچه در اول نگاه به آشفته بازاری رخ می‌نماید که هر آنچه در هر جهتی می‌کند به جز تخریب ظاهر و باطنش نیست، اما می‌توان با یک سرمایه گذاری فکری و سیاست‌گذاری حرکتی از همان بازار شام، وکیل سرایی ساخت خوش مشرب و خوش داد و ستد.
تاسیس انجمن هواداری با ساختار تدوین شده،
زمینِ هواخواهیِ شجریانی‌ها را حاصلخیز خواهد کرد.
راه اندازی تشکیلات هواداری و هواخواهی گرچه سالیان سال است که در بلادهای فرنگ پوست می‌اندازد و نوآوری می‌بیند، اما در دیار ما چندان سازوکار فراگیری نشده است که بتوان در هر زمینه‌ای از جمله هنر و آن هم موسیقی به بازیش گرفت و از گردش چرخ‌دنده‌های روانش مجموعه‌ی منظم و هدفمندی را تولید کرد.
شجریانی‌ها به لحاظ تفرق در قومیت و شخصیت و اندیشه و گستردگی جغرافیایی در حال حاضر بنظر مناسبترین جمعیت قابل رگلاژ شدن با آچار فرنگی انجمن‌ هواداری می‌باشد. عطش تشکلی سازمان یافته‌ چنان لب‌های هواخواهی شجریانی‌ها را خشکانیده‌ است که ضرورت ایجاد یک شبکه‌ی هواداری منسجم و مدون که بر پایه‌ی شناخت‌های اصولی و دقیق اولیه شکل گرفته باشد را حتی تک تک هواداران حس می‌کنند.

از آنجهت که هر جمعیتِ هم اندیشی خواسته‌های به حق و همگرایی دارد این رویکرد را در مقام خواسته‌های شجریانی‌ها به دسته‌های کلی زیر تقسیم بندی کردم:
  1. تاسیس انجمن هواداران جهت ایجاد پل ارتباطی دو طرفه ما بین استاد شجریان و هوادارانش و نیز نگارش مرامنامه و یا اساس‌نامه‌ هوادارای که شالوده‌ی اصول اولیه و قواعد اخلاقی هواداری است.‌ اساسنامه‌ای که به تایید استاد شجریان رسیده باشد بی‌شک باعث یکپارچه‌گی ادبیات طرفداران می‌شود.
  2. صدور کارت ویژه‌ی هواداری برای اعضا انجمن و شروع فعالیت‌های سخت افزاری و نرم افزاری آنان و همچنین استفاده‌ی هواداران از مزایای انجمن. (از جمله اولویت در دریافت بلیت کنسرت و ده‌ها امتیاز دیگر که حوصله‌ی این مقاله به درازایش قد نمی‌دهد)
    ضمنا تنها با ایجاد یک چهارچوب دقیق حرکتی‌ است که می‌توان از تمرکز همه جانبه‌ی فعالیت‌ها و جنبش‌های هواداری در تهران و بروز خشکسالی موضوع در سایر شهرستان‌ها جلوگیری کرد.
  3. معضلات باغ هنر بم و تنها بودن استاد شجریان در آن، و همچنین امضا نشدن یک کمپین در حمایت از شجریان در حوادث سیاسی اخیر، تنها دو نمونه از مشکلات نبود یک انجمن هواداری است.
  4. انتشار خبرها و پیام‌های رسمی و معتبر استاد شجریان از طریق انجمن هواداران و ارتباط دوره‌ای و مدون استاد با هواداران خویش که پیامد آن کنش و واکنش همگون مابین خط فکری استاد با هوادارنش از یک سو و انتقال تفکرات و خواسته‌های هوادران به استاد از سوی دیگر است.
    مرتفع شدن مشکلات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری پروژه‌ی باغ هنر بم در رویارویی مستقیم استاد شجریان با هواداران انجمن، و یا امضای یک کامپین حمایتی از استاد شجریان توسط هوادارانش در شرایط سیاسی اخیر، از مهیاترین نمونه‌های قابل ذکر است که امکانات این قسمت از انجمن هواداران میتوانست آنها را جامعه عمل بپوشاند.
  5. راه افتادن محل‌ها(یا به اصطلاح فوروم‌های)گفتگوی هواداران و تجزیه و تحلیل علمی موسیقیایی آثار استاد شجریان و ‌آشنایی بیشتر هواداران با آثار کمتر معرفی و شنیده شده.
    در دسترس قرار گرفتن برخی از آثار زیرخاکی استاد شجریان برای عموم و بالا بردن آگاهی جمعی در نگرش چرایی استاد شدن شجریان از کوچکترین فواید این بخش باشد.
  6. برگزاری فستیوال‌های موسیقیایی مابین افراد توانمند و هنرمند انجمن هواداران که می‌تواند زیر نظر استاد شجریان برگزار شده و برگزیده‌هایی نیز به کلاس های درس ایشان و یا حتی کارگاه‌های آموزشی معرفی کند.
  7. پیش فروش آلبوم و سایر آثار استاد شجریان، فروش‌های ویژه و محدود مانند پوستر و غیره و نحوه‌ی توزیع آنها توسط انجمن هواداران و دهها امکانات از این قبیل.

انجمن هواداری شجریانی‌ها می‌تواند شروع یک حرکت بزرگ در جهت اعتلای موسیقی اصیل ایرانی باشد. راه اندازی آموزشگاه‌های زنجیره‌ای موسیقی شجریانی‌ها با تدریس تخصصی آواز، یک نمونه‌ی قابل پیش‌بینی است.
مبرهن است که دسته بندی و نگارش نیاز‌های ذکر شده از دامنه‌ی وسیع فعالیت‌های یک انجمن هواداری نیاز خاصی به ضریب هوشی بالا نداشته باشد، اما آنچه را که ترس آن دارم تا نکند از نگاه و قلم سایر همفکران در این واهه -حتی به احتمال کم- در برود، توجه به شروع یک حرکت پروسه‌ای و مدون در جهت حفظ موسیقی و آواز اصیل ایرانی، علاوه بر برطرف شدن نیازهایِ بداهه‌یِ هواداران با راه اندازی این انجمن است.
تنها کافی‌‌ست که انجمن فعال هواداران استاد شجریان در تمامی شهرستان‌های ایران در ادامه‌ی روند فعالیت‌های هواداری خویش که در چهارچوب اساسنامه‌ی انجمن می‌گنجد، بصورت جدی فعالیت‌های آموزشی موسیقیایی خود را همانند سایر آموزشگاه‌های موسیقی و تحت لقای انجمن هواداران شروع کنند و بصورت کاملا تخصصی و متمرکز تمام تلاش خود را در جهت آموزش، نشر و توسعه‌ی آواز ایرانی با متد شجریان و زیر نظر نمایندگان رسمی ایشان خرج کنند. مطمئنا دیری نخواهد پایید که زنجیره‌ای از آموزشگاه‌های کوچک و بزرگ هواداران شجریان که صرفا به مقوله‌ی آواز و تربیت خواننده می‌پردازد بوجود خواهد آمد که با یک برنامه ریزی مدون و تحت نظارت شخص استاد شجریان به شبکه‌یی بزرگ و مستحکم برای آموزش و پاسداری از موسیقی اصیل ایرانی تبدیل خواهد شد.
 باری به هر جهت این نیازهای شجریانی‌های علاقمند به هواخواهی‌شان نسبت به استادشان است که در درجه‌ی اولیه اهمیت قرار دارد و بی‌شک بدون راه اندازی انجمن هواداران و کسب رضایت خاطر علاقه‌مندان هیچ هدف دیگری دستیافتنی نخواهد بود.

شجریانی‌ها کی‌اند؟

شجریانی‌ها نامی است که تعدادی دوست یکدل و هواخواه شجریان بر هم نوایی رقص ارکستر نگاشته‌های هواخواهانه‌شان گذاشته اند. این همنوایی که در غالب وب سایتی به آدرس http://shajarianfans.comنغمه سرایی می‌کند نشانه‌های خوب دیگری مثل یک طراحی خوب وب سایت، دلسوزی فرهنگی و پشتکار زیاد را نیز با خود ضمیمه دارد.

شجریانی‌ها چه می‌خواهد؟

برای دوری از گزند هر گونه اجحاف در گشاد‌گی سخن اندر بساط خواستگاه وب سایت شجریانی‌ها بهتر است بطور دقیق اهداف این وب سایت را به قلم مدیرش مطالعه کنیم. لطفا مطالعه بفرمایید. http://shajarianfans.com/Page/About.aspx
نویسنده این سطور شخصا خیلی هم با باورهای کمی پر طمطراق دوستان شجریانی‌ها در مورد استاد شجریان موافق نیست. اما نکته‌ی اصلی ماجرا دقیقا همینجاست که آیا موافق نبودن من با جملات "ما بر این باور هستیم" در سایت شجریانی‌ها تکلیف مرا در مواجه با این وب سایت بکجا می‌رساند؟
در برخورد با تعدادی از مقالات سایت شجریانی‌ها در روزهای اولیه آشناییم با آن دریافتم که مرام و رفتار این وب سایت بسیار شبیه به نمونه‌های شخصی چون وب سایتم خودم یعنی سه‌گاه با قوانین و مقررات نانوشته‌ی خاص خودشان است. اما این لنگرگاه پایانی کشتی نتیجه‌گیری‌ام در مورد شجریانی‌ها در این اقیانوس وب سایتها نبود.

ارتباط یک طرفه بر پایه سیاست‌گذاری‌های شخصی و محدود به انتشار اخبار و رخدادهایی از این قبیل از شجریان، سایت شجریانی‌ها را در زمره‌ی سایت‌های شخصی فعالِ علاقمند به موسیقی قرار  داده است تا پایگاهی بزرگ برای هواداران شجریان.
من همیشه متصورم که یک نقاد با نگاه همیشه سختگیرانه و منتقدانه‌اش و چکه‌های جوهر قلمش با یک مقاله منتقدانه، هنرمند را به حالتی میکشاند که چنانچه تغییر و یا تلنگری لازم باشد را بر پیکره‌ی هنرش وارد کند. گاهی نقدی به رویکرد مخاطبان یک هنرمند بازمیگردد و در برخی موارد نیز پیش می‌آید که بر نقدی، نقدی دیگری توسط صاحب نظر دیگری نوشته می‌شود. اما در مجالی که دریافتم هر نقدی به درگاه استاد شجریان در هر دنیایی اعم از حقیقی و مجازی که نوشته می‌شود توسط شجریانی‌ها و بدون هیچگونه تجدید نظر اولیه‌یی پاسخ داده می‌شود گمان بردم که دوستان نه تنها در وادی سایت‌های تقریبا شخصی گام بر میدارند بلکه کمی غیر حرفه‌ای نیز عمل می‌کنند و این گمان مخیله‌ام را به خود گرفت که شاید در ورای این هواخواهی مقاصدی تجاری نیز نهفته‌ است و این منش‌ها نیز بیشتر در مسیر جلو راندن کشتی تجارت است تا صیقل پر غوی هنر.
در همین احوالات بودم که خبر امکان آگهی تبلیغاتی در وب سایت شجریانی‌ها را خواندم. (لینک مربوطه) اما با اینکه شرایط را مناسب و آماده‌ی نتیجه‌گیری نهایی‌ام در مورد هدف واقعی این وب سایت میدیدم اما با نهیبی بر خود، دعوتنامه‌ی تامل و تفکر بیشتر را به دست خویشتن خویش دادم و به زمان مهلت بیشتر برای گذشتن.
بارها و بارها میزان بهره‌ای را که یک مراجع همیشگی یا رهگذر از سایت شجریانی‌ها می‌‌برد را با خود مرورکرده‌ام.
  • مطالعه‌ی سالشمار زندگی استاد شجریان
  • مقداری اخبار و عکس
  • اشاره به مقاله‌های اینترنتی و روزنامه‌ای که در آن هر گونه تمجید و تعریفی از استاد شجریان است
  • جوابیه به هر گونه مقاله‌ی انتقادی اندر ساحت استاد شجریان و رد تقریبا کل آن مقاله
  • نگاهی تقریبا گذرا به برخی از آلبوم های استاد شجریان با احساسات شخصی نگارنده و بدون هیچ گونه برنامه‌ی مشخص
  • ارتباط یک طرفه و بدن تاثیرگذاری‌ سایر هواداران در خط مشی و سایر موارد، و همچنین به میزان بسیار زیادی کامنت‌های سراسر یک شکل از بازدیدکننده‌گان که بی‌شک ناهمگون‌هایش توسط مدیران وب سایت حذف می‌شود.(زیرا که دامنه‌ی ارتعاش مدح و وصف در پایین‌ترین نقطه‌اش به کلماتی میرسد که به قول بچه‌های شیرین زبان جیززززززززززززز هستند)
  • منتشر کردن ویژه نامه‌هایی که حاوی مقاله و مصاحبه و گزارش و سایر مخلفات دیگری‌ست.

مقایسه‌ی آنچه که به عنوان خواسته‌های هواداران شجریان در قسمت‌های قبلی ذکرش رانده شد با امکانات وب سایت شجریانی‌ها و میزان تاثیر گذاری‌ش را به عهده خواننده‌گان محترم می گذارم اما اگر انصاف را به قضاوت بنشانیم و دقیق و دقیق‌تر بر فعالیتهای ایام اخیر این وب سایت و خصوصا انعکاس حساس خبرهای اخیر استاد شجریان خیره شویم، ناجوانمردانه می‌نماید که ترکه‌ی کاملا شخصی نگری و صرفا مادی‌گرایی را به تن این وب سایت نوپا برانیم.
تلاش و زحمتِ ((فعلا)) بی‌مزد و منت سایت شجریانی‌ها و تعهدات نانوشته و قابل لمسشان در اطلاع رسانی سریع اخبار استاد شجریان، چیزی نیست که با یک قلمِ حتی مغرض نیز بتوان زیر سوالش برد. اما چیزی که قطع به یقین نگارنده‌ی این سطور به آن وقوف کامل نظری یافته، وجود نوعی فاصله مابین اهداف شعاری این وب‌سایت با رویکرد واقعی‌اش و به زبانی دیگر، کوچک عمل کردن سایت شجریانی‌ها نسبت به بزرگی پتانسیل‌ها و شخصیت استاد شجریان است.

حرفهای من برای شجریانی‌ها و شجریانی‌ها

اگر مدیران وب سایت شجریانی‌ها گستره‌ی دیدشان را بر پهنای ظرفیتهای هواخواهان استاد شجریان بگسلانند تاسیس انجمن هواداری دور از دسترسشان نیست.
و اما اگر قرار باشد که پرونده‌ی نگاه اجمالی‌ام به هر دو شجریانی‌ها را در این چند سطر آخر مختومه کنم، ابتدا ترجیحم عرض یک خسته نباشید و دست‌مریزاد به تمامی تلاش‌های برو بچه‌های زحمتکش وب سایت شجریانی‌ها است. اما ای کاش دوستان و مدیران وب سایت شجریانی‌ها به هوش باشند که با اشاره به نکات نقل شده‌ی قسمت‌های قبل مبنی بر ضرورت  ایجاد پایگاهی شکیل و ساختار یافته برای خیل عظیم هواداران شجریان، تنها کاندیدای معتبر و با پتانسیل بالا برای این مهم را فعلا شماها می‌بینم و دور از دسترستان نیست تا با رایزنی‌هایی که میتوانید با شخص استاد شجریان انجام دهید نسبت به راه اندازی رسمی انجمن هواداران وی اقدام نموده و از سیر آفاق و انفس در ایده‌های شخصی‌تان نسبت به هواخواهی استاد به سمت جمعی نگری وساختارگرایی کوچ نمایید و فراموش نکنید که هر چه دیرتر در این کارزار  گام بردارید گرفتن رضایت استاد شجریان سخت‌تر خواهد شد، به همان دلایلی که با اندکی تامل بر آنها  وقوف خواهید یافت.
 و نیز آگاه باشید که هر چند به شکل و اندازه‌ی شما درگیر نگهداری و پاسداری از هواخواهی یک هنرمند با این ابهت نبوده‌ایم اما گرانی وزن مشکلات پیش روی شما برای همه اهالی هنر موسیقی مبرهن بوده و همیشه امیدواریم که روزی در این کارزار دلسرد نشده و کجاوه به منزل اشتباه کج نکنید.

آیا تعصب فضیلت است؟
و اما بند آخر سخنم را روانه‌ی بلندای کرانه‌ی دور دست علاقه‌ی هواداران استاد شجریان میکنم و اینکه هر کدامشان در هر مقام و منصب و تفکر و نژادی که هستند، برخوردار از درک زیباشناسانه‌ی صدای یکی از بهترین خواننده‌گان این کهن دیار هستند که نگهداری از این گوهر ارزنده و پاسداشت آن همانقدر گرانبهاست که داشتنش. نخست که امیدوارم بالاخره روزی برسد که با همت شخص یا گروهی، همه این دوستان هوادار بتوانند در سایه‌ی یک انجمن هواداری، متحدالکلام به علاقه‌ی موسیقیایی‌شان عشق بورزند و دیگر اینکه، شیوش و لحن هواداری از استاد شجریان همانقدر حایز اهمیت است که شیوش و لحنِ کلام ایشان در لحظه لحظه آثارش و تنها نوع نگاه و برخورد مخاطبین یک اثر هنری‌است که معنای کلی و فلسفی آنرا کامل می‌کند. باشد که روزی هر منتقدی از استاد شجریان با هر درجه از اعوجاج فکری و منطقی، در برابر نگاه هواداران استاد شجریان آنچنان نظیف و زیبا قرار گیرد تا دیگر مجالی نیاز نباشد تا به بحث بنشینیم که تعصب فضیلت است یا خیر؟



نگاه اسطوره‌ای به محمدرضاشجریان- بخش سوم
نگاه اسطوره‌ای به محمدرضاشجریان - بخش دوم
نگاه اسطوره‌ای به محمدرضاشجریان - بخش اول
باغ هنر بم که نقد،جانب داری،ابراز همدردی،همه را با هم دارد

هدایت عابدی جو : 12 شهریور 1388


  

عضویت در خبرنامه




   

جستجوی موسیقی فیلم