تاریخچه موسیقی متن فیلم - بخش چهارم - پایان سینمای صامت

در 6 اکتبر 1927 تماشاگران برای دیدن فیلم جدیدی به نام خواننده جاز[1] در سالن سینما حضور پیدا کرده بودند. نقطه‌ی اوج آن روز لحظه‌ای بود که ستاره فیلم، ال جولسون[2] فریاد زد:
هی مردم شما هیچ چیز نشنیده‌ای، به این گوش کنید!
وشروع به خواندن محبوب‌ترین آهنگ خود کرد، توت،توت،توتسی.[3] و در همین لحظه دوران سینمای صامت رسما به پایان رسید.



تا آن زمان تلاش‌های بسیار زیادی برای دستیابی به صدا صورت گرفته بود اما مشکل همزمانی صداها هیچ وقت تحقق نیافته بود، حرکت‌هایی مثل ضبط صدا روی دیسک گرامافون و روش‌های مشابه دیگر، همگی در همزمانی ناموفق بودند.
خواننده‌ی جاز واقعا نقطه‌ی پایان سینمای صامت و شروع تحولات جدید هنر سینما بود. عمده ترین پرسش در راه تکامل هنر سینما ورود صدا بود. از نخستین روزهای ورود صدا مخالفت‌های بسیار با آن  صورت گرفت، اهل هنر و صنعت هر یک به جبهه‌گیری خاص خود پرداختند. اکنون زمان آن فرا رسیده بود که انسان‌ها به جای خودشان صحبت کنند، دیگر انسان‌ها اشباح موهومی نبودند که بدون صدا این طرف و آن طرف بروند، دیگر میان نویسی نبود که جای گفتار آنها را بگیرد.... پارس سگ‌ها، صدای جیرجیرک، صدای جوی آب، رعد و برق و خلاصه همه‌ی صداهای دنیای اطراف می‌توانستند در جای خود و در کنار تصویر حضور داشته باشند.
عده‌ای استفاده از صدا را تحریم کردند، آنها معتفد بودند توانایی‌های بیانی سینمای صامت کاهش خواهد یافت. آنها با وحشت از ورود صدا نمیدانستند چگونه با آن برخورد کنند. میترسیدند این هنر از تصویری بودن فاصله بگیرد. در میان این عده چهره‌هایی شاخص هم دیده می‌شدند،‌ از طرف دیگر بسیاری باور داشتند که قدم دیگری در راه تکامل این پدیده براشته شده است و باید در راه بهبود آن کوشید. این پرسش در ذهن بسیاری از هنرمندان و تکنولوژیست‌های دوران شکل گرفته بود و برای ما نیز همان پرسش مهم است:
آیا موسیقی به حیات خود در کنار فیلم ادامه میداد؟
موسیقی که تا آن زمان جای بسیاری ازخلا‌ها را گرفته بود، وظایف خاص بر عهده داشت. با امکان صبط صدا از قبل روند کار موسیقی کاملا تفاوت میکرد. آیا موسیقی می‌توانست در کنار فیلم باقی بماند؟ آیا نوازندگان ارکسترهای سالن نمایش شغل خود را از دست می‌دادند؟
ماکس وینکلر، کسی که برگه‌های راهنمای موسیقی فیلم را اختراع کرده بود در ادامه‌ی مقاله‌ی پیدایش موسیقی فیلم، در مورد ورود صدا به سینما خاطرات خود را بازگو میکند:

شایعاتی را درمورد اختراعی که میتواند تصاویر را ناطق کند شنیده بودیم، به آنها بی‌اعتنایی می‌کردیم. اما بعد از این که برای افتتاح بزرگ نخستین فیلم ناطق – خواننده جاز- رفتیم دیگر نمی‌توانستیم بی‌اعتنا باشیم. چند هفته بعد متوجه شدم موسیقی فیلم صامت که برای من یک صنعت بود و با آن یک تجارت بخصوص به هم زده بودم در  اندک زمانی به تاریخ می‌پیوندد. خسته و عمگین به خانه رفتم..... در عرض چند ماه پانزده هزار سالن نمایش در سراسر ایالات متحده به تجهیزات صدا دست یافتند. اگر در شهری یک سالن نمایش به سیستم صدا دست پیدا میکرد، تمام سالن‌های دیگر به سرعت نابود می‌شدند. تقریبا صدهزار نوازنده از کار بیکار شدند.

وینکلر در ادامه‌ی همان مقاله می‌نویسد که دست‌اندرکاران سینما خیلی زود متوجه شدندن که اگر قرار است باز هم از موسیقی استفاده کنند هیچ کس بهتر از همان افرادی نیست که قبلا هم این کار را تجربه کرده‌اندو او می‌افزاید که یک بار دیگر به آینده‌ی کار خود امیدوار شدم و کار انتخاب موسیقی ادامه پیدا کرد، وینکلر در پایان مطلب می‌گوید:

اما من می‌دانستم که این هم زیاد بطول نمی‌انجامد. کپمانی های فیلم سازی حدود میلیون‌ها دلار به کمپانی‌های نشر موسیقی و آهنگ‌سازان می‌پرداختند. آنها خیلی زود متوجه شدند که استخدام آهنگ‌سازان برای ساخت موسیقی ویژه‌ی فیلم و احداث کمپانی‌های نشر موسیقی مخصوص خودشان، بسیار سود‌آور خواهد بود. هنگامی که "برادران وارنر" یک میلیون دلار صرف خریدن کاتالوگ‌ها موسیقی "ویتمارک و  پسران" کردند و هزاران "حق استفاده" ارزشمند را بدست آوردند، دوران رقابت شروع شده بود. خیلی زود اغلب کمپانی‌های بزرگ قیلم‌سازی برای خود تجارت چاپ و نشر موسیقی به راه انداختند و دیگر از کمپانی‌های آزاد کمک نگرفتند. کاتولوگ‌های من هم یکبار دیگر روانه‌ی سطل آشغال شدند، اما این بار سبب خیر شدند. من فهمیدم که اگر بخوام دوام بیاورم،‌بایستی خط نهایی را روی گذشته‌ی خودم می‌کشیدم، و یک زمینه‌ی فعالیت کاملا جدید پیدا می‌کردم.

این جقیقت برای وینکر و بسیاری دیگر از همکاران او یک پایان غم ‌انگیز بشمار می‌آمد اما این پایان غم‌انگیز برای موسیقی فیلم نوید تازه‌ای در برداشت، چرا که حیاتش در کنار فیلم جاودانه می‌شد و یک ار دیگر در کنار آن متول می‌شد.

چهار برادر وارنر که در کنار یکدیگر کمپانی بزرگ فیلم‌سازی " برادران وارنر" را تشکیل داده بودند، از اولین پیشتازان بکارگیری صدا در سینما بودند و فیلم خواننده جاز  نیز از نخستین تجریه‌های آنها در این زمینه بود. تقریبا یک سال طول کشید تا صنعت سینما ورود صدا را بپذیرد. بیشترین مقاومت از طرف کمپانی‌های نشر موسیقی صورت می‌گرفت چرا که آنها روزانه تعداد بی‌شماری از سینماهای امریکا و کانادا را با موسیقی تغذیه می‌کردند.
خواننده‌ی جاز راه را گشوده بود، سال 1929 مثل عصر جست‌جوی طلا همه را به تکاپو انداخته بود‌، سرمایه‌داران با شامه‌ی اقتصادی خود آینده‌ای درخشان را حس می‌کردند. آنها با پرداخت وام‌های کلان کمک کردند تا سالن‌های سینما به سرعت به ابزار‌آلات صدا مجهز شوند.

1-    The Jazz Singer
2-    Al Jolson
3-    Toot-Toot-Tootsie


هدایت عابدی‌جو : 4 مهر 1387


  

عضویت در خبرنامه




   

جستجوی موسیقی فیلم