تاریخچه‌ موسیقی متن فیلم – بخش سوم – پیدایش برگه راهنما

انتخاب موسیقی مناسب و زمان بندی آن یکی از بزرگترین مشکلات نوازندگی موسیقی فیلم در آن دوران بود. مدیران سالن‌های نمایش و تهیه کنندگان سینمایی با به کارگیری مشاورانی در این زمینه تلاش می‌کردند به بهترین وجه از موسیقی‌های فهرست شده، استفاده کنند. رقابل شدید ایجاد شده بود. سالن‌هایی که کیفیت موسیقی بهتری داشتند، تماشاگران بیشتری را به خود جلب می‌کردند. دست‌اندرکاران سینما به اهمیت موسیقی فیلم پی‌برده بودند. موسیقی دیگر صرفا به عنوان پس زمینه استفاده نمی‌شد. اما این مشکل که چه نوع موسیقی و به چه مدت زمانی، هم چنان پا برجا بود. تا این که سرانجام برگه راهنما وارد دنیای موسیقی فیلم شد.

ماکس وینکلر در ادامه‌ی همان مقاله می‌نویسد:
"تمام این ماجراها یک تاثیر بسیار محرک در میزان روابط تجاری واحد موسیقی کمپانی فیشر گذاشته بود و هجوم سفارشها، نوید یک آینده باشکوه‌تر را می‌داد.
یک روز بعدازظهر پس از اینکه از کار به خانه می‌رفتم، نتوانستم بخوابم. صدها و هزاران عنوان موسیقی از میان انبوه  آرشیو موسیقی فیشر، همین طور در فکر من حرکت می‌کردند. مطمئن بودم که موسیقی به اندازه کافی و برای هر نوع صحنه‌ای در آرشیو ما موجود است. اگر فقط می‌شد به یک شکلی تمام رهبران ارکستر و پیانیست‌ها را از آن چه داشتیم مطلع می‌کردیم، اگر می‌توانستیم از دانش و تجربه‌مان پیش از آن که خیلی دیر شود، قبل از اجرای عملی موسیقی در سالن، استفاده بکنیم، آن وقت قادر بودیم که به آن ها موسیقی بفروشیم. نه فقط به حجم تن بلکه به اندازه‌ی بار یک قطار...!! با این ایده ناگهان مثل این بود که برق مرا گرفته باشد. مشکل ما به دست آوردن موسیقی نبود، موسیقی داشتیم. به مقدار زیاد، از هر نوع، بیش‌تر از آنکه کسی بتواند تصور کند. مشکل اساسی، بسط، زمان بندی و سازماندهی موسیقی بود. پتو را پس زدم، چراغ را روشن کردم و پشت میز کوچک نشستم. یک تکه کاغذ برداشتم و با هیجان بسیار شروع به نوشتن کردم.
این آن چیزی بود که من نوشتم:

برگه‌ی راهنمای موسیقی
برای فیلم
دره‌ی سحر آمیز
انتخاب شده و تالیف ماکس وینکلر

علامت شروع 1:
در شروع، منوئه شماره‌ی دو ، در سل ماژور اثر بتهون را برای نود ثانیه بنوازید و تا زمانی که عنوان "عزیزم دنبال من بیا" روی صحنه می‌آید نواخته شود.

علامت شروع 2:
دراماتیک آندانته اثر ولی را برای مدت دو دقیقه و ده ثانیه نیوازید.
توجه: هنگام صحنه‌ی ورود مادر با لطافت بنوازید. تا هنگام خروج که قهرمان اتاق را ترک میکند همین قسمت را ادامه دهید.

علامت شروع 3:
تم "دوست داشتن" از  اورنز را برای مدت یک دقیقه و بیست ثانیه بنوازید.
توجه: تا زماین که میان نویس "آنها می‌روند" دیده شود، در بین گفتگوها لطیف بنوازید.

علامت شروع 4 :
استمپید اثر سایمون را برای پنجاه‌وپنج ثانیه بنوازید.
توجه: سرعت نواختن را بر حسب بازی درون تصویر کند و تند کنید.


برای ساعت‌ها به نوشتن ادامه دادم. دره‌ی سحر آمیز یک فیلم خیالی بود با صحنه‌ها، موقعیت‌ها و حالات خیالی مختلف، اما موسیقی‌ها واقعی بودند. موسیقی‌هایی که من از قبل می‌دانستم، سالها با آنها در تماس بودم، انها را جابجا، حمل و دسته‌بندی و پس از شنیدن فهرست می‌کردم. اکنون حاصل غیر منتظره‌ی تمام آن زحمات را  می‌دیدم.

در ادامه همان مقاله وینکلر در مورد ارایه طرح خود به کمپانی‌های بزرگ می‌نویسد و توضیح می‌دهد که چگونه آنها را با سیستم "برگه‌ راهنما" آشنا می‌کند. وینکر طی نامه‌ای به یونیورسال از آنها تقاضا می‌کند که برای نشان دادن توانایی‌هایش به او فرصتی بدهند. او در نامه‌ی خود عنوان می‌کند که اگر مسئولان کمپانی به او جازه بدهند که فیلم‌ها را پیش از نمایش عمومی ببیند، می‌تواند برای آنها "برگه‌ راهنما"‌ی موسیقی تهیه کند. بنابراین تمام سالن‌ها می‌توانند پیش از نمایش، یک نسخه از موسیقی را در اختیار دشاته باشند و روی آن تمرین کنند. مسئولان کمپانی یونیورسال پس از گفتگو، توانایی های او را به آزمایش می‌گذارند و پس از نماش چندین فیلم در زمینه‌های مختلف از او می‌خواهند که برای هر یک از آنها برگه‌راهنما تهیه کند. روز بعد پس از اینکه او از آزمایشی سخت به محل کار خود باز میگردد، طی نامه‌ای از طرف کمپانی یونیورسال دعوت به همکاری می‌شود و رسما کار انتخاب موسیقی پیش از نمایش فیلم متداول می‌شود.

در کتاب سینمای کلاسیک هالیوود نمونه‌هایی از اسناد مختلف مربوط به تاریخ سینما و سینمای صامت به چاپ رسیده است. بریده جراید، مقالات و عکس‌های مختلفی مربوط به سال‌های اولیه سینما در بخش مختلف این کتاب گنجانده شده است. یکی از مطالب، در مورد بحث موسیقی فیلم است، و در ذیل آن یک نمونه از برگه‌های راهنمای‌موسیقی درج شده است:
"این برگه راهنمای پیشنهادی موسیقی قصد دارد به عنوان یک راه‌حل سطحی مساله‌ی موسیقی فیلم روشن کند. همراه با موسیقی پیشنهادی در مقابل عنوان‌ها یا علامت‌های توصیفی، تمپو یا شخصیت قطعه داده شده است. بنابریان رهبر ارکستر می‌تواند یک بخش یا همه قسمت‌ها را انتخاب و حتی آنها را از آرشیو خود جایگزین کند.
زمان بندی فیلم بر اساس سرعتی معادل 15 دقیقه به هزار فیت است. علایم زمانی به رهبر ارکستر کمک میکند که علایم متفاوت را پیش‌بینی کند، ممکن است که زیر‌نویس چاپ شده باشد (T)یا توضیح یک صحنه چاپ درج شده باشد و با علامت D برای مثال T 21/4 یک زیرنویس است. اما D19 هنگامی که رزها.... توضیح یک صحنه است.

در فاصله‌ی زمانی بسیار کوتاهی تقریبا بیش‌تر کمپانی‌های فیلم سازی همین شیوه را پیش می‌گیرند، میزان تقاضا به حدی بالا می‌رود که دست‌اندرکاران موسیقی فیلم با کمبود روبه‌رو می‌شوند، تا جایی که دوباره به سروقت آهنگسازان بزرگ می‌روند. آنها به وسیله‌ی دست بردن در ساختار قطعات، تند یا کند کردن تمپوی آنها،بسیاری از آثار کلاسک را مورد هجوم مجدد قرار می‌دهند، این مورد آنقدر ادامه پیدا میکند که حتی اقدام به غلط زدن نت‌ها یا تعویض بخش‌هایی از آثار معروف می‌کنند. وینکر در این مورد می‌نویسد که از این کار خود احساس شرم می‌کند. و از اینکه چگونه در این شاهکارهای موسیقی دست‌برده استع بسیار پشیمان است. وی آرزو میکند که دست کم این اعتراف صریح به کارهای اشتباهش، باعث بخشش او شود.

بدین ترتیب کار انتخاب موسیقی به کمک برگه‌های راهنما میان بسیاری از فیلم‌سازان مرسوم شد، اما عده‌ای از آنها ترجیح می‌دادند که موسیقی برای فیلم‌شان ساخته شود. حتی نمونه‌هایی از دوران اولیه‌ی تاریخ سینما در دست است که موسیقی ساخته شده است.
آهنگسازان جوان همان عصر نیز علاقه‌ی زیادی به ساخت موسیقی فیلم داشتند، چرا که این فرصت خوبی بود تا خودشان را مطرح کنند. در کتاب  موسیقی فیلم از ویولون تا ویدیو مقاله‌ای با عنوان "آهنگ‌سازان کلاسیک بر پرده‌ سینما"[1] همین موضوع را مورد بحث قرار داده است و به تعدای از فیلم‌ها اشاره کرده است. اسامی برخی از این فیلم‌ها در ادامه خواهد آمد.

ارنست لیندگرن نیز درکتاب خود هنر فیلم[2] آورده است:
"از دیگر نمونه‌های قابل توجه، موسیقی ادموند مایزل[3] برای دو فیلم رزمناو پوتمکین[4] (موسیقی این فیلم آنقدر تاثیر گذار بود که در بسیاری از کشورهای اروپایی موسیقی آن ممنوع شد اما خود فیلم اجازه انتشار گرفت) و برلین[5] ساخته‌ی روتمن[6]، موسیقی آرتور هونه‌گر[7] برای فیلم‌های تاپلئون و چرخ[8] ساخته‌ی ابل گانس[9]، از این جمله‌اند.
توجه به اهمیت موسیقی ویژه‌ی فیلم روز به روز افزایش می‌یافت و کار رقابت آهنگسازان در زمینه‌ی ساخت موسیقی فیلم نیز بالا گرفته بود.

1-Classical Composer on the Screen
2- Art of Film
3- Edmund Meisel
4-Battleship potemkin
5- Berlin
6- Ruttman
7- Arthur Honegger
8- Napoleon – La Roue
9- Able Gance

منبع: موسیقی فیلم، تالیف و ترجمه : شاهرخ خواجه‌نوری، محمد حسین تمجیدی

هدایت عابدی‌جو : 9 مرداد 1387


  

عضویت در خبرنامه




   

جستجوی موسیقی فیلم