
جان تاونر ویلیامز (
John Towner Williams)،
آهنگساز،
رهبر ارکستر و
پیانیست آمریکایی و از سرشناسترین چهرههای عالم
موسیقی فیلم
است. در طول شش دهه متوالی، ویلیامز موسیقی بیش از صد فیلم سینمایی مختلف
را تصنیف و یا رهبری نموده و بسیاری از مشهورترین قطعههای ساخته شده
برای فیلمهای سینمایی همچون
آروارهها،
جنگ ستارگان،
سوپرمن،
ئی تی، موجود فرا زمینی،
ایندیانا جونز،
پارک ژوراسیک،
فهرست شیندلر و سه فیلم نخست از مجموعه
هری پاتر از کارهای اوست. او همچنین برای چهار دور از
بازیهای المپیک، تعداد بسیاری
کنسرت و مجموعه تلویزیونی، موسیقی تصنیف نموده و از سال
۱۹۸۰ تا
۱۹۹۳ میلادی رهبر اصلی
ارکستر بوستون پاپز بودهاست و هم اکنون یکی از رهبران برجسته آن به شمار میرود. ویلیامز پنج بار به دریافت
جایزه اسکار نائل گشته
[۱] و با چهل و پنج بار نامزد شدن برای دریافت این جایزه، در کنار
آلفرد نیومن آهنگساز، مقام دوم بیشترین نامزدی برای جوایز اسکار را پس از
والت دیسنی داراست.
[۲] در سال
۲۰۰۰ میلادی، نام او به
تالار مشاهیر جام هالیوود وارد شد و چهار سال بعد،
نشان افتخار مجمع کندی به او اهدا گردید.
جان ویلیامز در تاریخ ۸ فوریه ۱۹۳۲ در فلورال پارک ایالت نیویورک به دنیا آمد و آشنایی و علاقه او به موسیقی تحت تأثیر پدرش که نوازنده سازهای ضربی در ارکستر رادیو سی بی اس و گروه پنج نفره ریموند اسکات بود، در او قوت گرفت. در سال ۱۹۴۸ خانوادهاش به لوس آنجلس
نقل مکان کردند و در آنجا بعد از اتمام دبیرستان، همزمان در دانشگاه
کالیفرنیا شعبه لوس آنجلس و کالج شهر لوس آنجلس به تحصیل مشغول شد و
همچنین زیر نظر آهنگساز «ماریو کاستل نوو تدسکو»[۳][۴] به صورت خصوصی به فراگیری موسیقی پرداخت.
پس از پایان سه سال خدمت ضروری در نیروی هوایی ایالات متحده، ویلیامز به نیویورک رفته و در آموزشگاه موسیقی جولیارد، یکی از معروفترین آموزشگاههای موسیقی در آمریکا ثبت نام کرد و دروس مربوط به پیانو را آنجا توسط مادام «روزینا لوین»[۴] فراگرفت و همزمان به عنوان پیانیست جاز با نوازندگی در کلوپهای نیویورک، امرار معاش مینمود. ویلیامز در اواخر دهه پنجاه میلادی و اوایل دهه شصت به همراه «هنری مانچینی» به نواختن و ضبط موسیقی متن سه فیلم پرداخت، در چند سریال تلویزیونی ساز زد و رهبری باند موسیقی خواننده آمریکایی «فرانکی لین» را برای چند سری از آلبومهایش متقبل شد.
او پس از آشنایی با «باربارا روییک»
بازیگر سینما در سال ۱۹۵۶ با او ازدواج نمود و تا هنگام مرگش در سوم مارس
۱۹۷۴ با او بود و از وی صاحب سه فرزند شد و برای بار دوم در ۱۹۸۰ با همسر
فعلیاش «سامانتا وینزلو» پیوند زناشویی بست.
علیرغم مهارت خاص ویلیامز در به کار بردن اسلوبهای قرن بیستمی مختلف
در آهنگسازی، شاید بتوان سبک کاری شناخته شده و ممیزه او را قالبی از نئورومانتیسیم[۵] دانست که تحت تأثیر اجراهای ارکستری گسترده اواخر سده نوزدهم میلادی به خصوص موسیقی واگنری و ایده لایتموتیف به کار برده شده در آن به وجود آمد و تأثیر بهسزایی هم بر آهنگسازان فیلمهای سینمایی قبل از او نهاده بود.[۶]
در تصنیفهای حماسی و پر هیایوی جنگ ستارگان و سوپرمن که از علامتهای
مشخصه موسیقی او به شمار میروند، رد پای تأثیر واگنر به خوبی مشهود است.
هرچند در موسیقی فیلمهای حادثهای مثل تنها در خانه و هوک (به خوبی لحظات امیدوارانهٔ آروارههاهری پاتر) اسلوبش را از آهنگسازان باله همچون چایکوفسکی و استراوینسکی به عاریت میگیرد و همزمان تجلی کارهای الگار و کوپلند در تصنیفهای دراماتیک و جدیترش نمایان میشود.
ویلیامز پس از اتمام تحصیلاتش در آموزشگاه جولیارد به لوس آنجلس باز گشته و فعالیت حرفهایش را در زمینه صنعت فیلم توسط همکاری با آهنگسازانی چون «فرانتس وکسمن»، «برنارد هرمان» و «آلفرد نیومن» آغاز کرد[۷] و به خاطر چیره دستیاش در تصنیف موسیقی برای جاز، پیانو و سمفونی، توجه هالیوود را به خود معطوف نمود. او پس از سه بار نامزد شدن برای دریافت جایزه اسکار، نهایتاً در سال ۱۹۷۱ به خاطر عنوان بهترین تنظیم برای موسیقی فیلم ویولونزن روی بام برای نخستین بار به دریافت این جایزه مفتخر شد. در اوایل دهه هفتاد، ویلیامز خود را وقف آهنگسازی برای فیلمهای ژانر فاجعهای مانند حادثه پوزئیدون، زمینلرزه و آسمانخراش جهنمی نمود.
در ۱۹۷۴ استیون اسپیلبرگ، ساخت موسیقی متن فیلمش با نام شوگرلند اکسپرس
را که نخستین تجربه کارگردانی او بهشمار میآمد، به جان ویلیامز پیشنهاد
کرد. کارگردان جوان که تحت تأثیر موسیقی ویلیامز برای فیلم غارتگران
قرار گرفته بود، اطمینان داشت که این آهنگساز میتواند آوای مورد نظرش را
برای فیلمهای او خلق کند. یک سال پس از آن تاریخ، حاصل دومین همکاری این
دوهنرمند، آروارهها بود. تم دلهرهآور به کار رفته در موسیقی چشمگیر این فیلم به خوبی نمایانگر احساس خطر و وحشت نزدیک شدن کوسههاست و در زمره شناختهشدهترین تمهای فیلمهای سینمایی تا به امروز قرار دارد. آروارهها دومین جایزه اسکار را اینبار، برای بهترین موسیقی نسخه اصلی نصیب وی کرد. این تیم دو نفره خود را برای ساخت فیلم بعدی، «برخورد نزدیک از نوع سوم»
آماده میکردند. آنچه برای محصولات هالیوودی غیر معمول مینمود، پیشرفت
همزمان این زوج یعنی اسپیلبرگ در فیلمنامه نویسی و ویلیامز در آهنگسازی
بود. حاصل دو سال همکاری خلاقانه آنها ایجاد نغمهای بود که هم به عنوان
موسیقی پس زمینه فیلم به کار میرفت و هم نمایانگر سیگنالهای ارتباطی سفینهٔ مادر موجودات بیگانه فیلم بود. برخورد نزدیک از نوع سوم به سال ۱۹۷۷ اکران شد.
در همین حول و حوش اسپیلبرگ، ویلیامز را به دوست و کارگردان همعصرش «جورج لوکاس» معرفی کرد. لوکاس بهدنبال آهنگسازی بود تا برای حماسه بلندپروازانه فضایی خود، جنگ ستارگان، موسیقی تصنیف نماید. ویلیامز موسیقی سمفونیک باشکوهی به سبک کارهای «ریچارد اشتراوس» و آهنگسازان «هالیوود عصر طلایی» چون «اریک ولفگانگ کورنگلد» و «مکس اشتاینر» آفرید. تم آغازین و اصلی این کار یا تم لوک تا به امروز در زمره مشهورترین قطعههای تاریخ قرار دارد و تم نیرو و همچنین تم پرنسس لیا مثالهای خوبی از لایتموتیف میباشند.[۸]
هم فیلم و هم موسیقی متن آن با استقبال بیسابقهای که تا آن زمان هرگز
دیده نشده بود، روبرو گشتند و موسیقی آن عنوان پرفروشترین موسیقی متن یک
فیلم سینمایی در تاریخ را از آن خود کرد و جایزه اسکار دیگری را برای
بهترین موسیقی نسخه اصلی برای خالقش به ارمغان آورد. در ۱۹۸۰ ویلیامز به
کار ساخت دومین سری از سهگانه (تریلوژی) جنگ ستارگان، «امپراتوری ضربه میزند» روی آورده، به نحوی عالی قطعه مارش امپراتوری را به عنوان تم دارت ویدر و امپراتوری کهکشانی در فیلم ارائه نمود.[۸]بازگشت جدای در سال ۱۹۸۳ پایان یافت و ویلیامز در ساخت موسیقی این فیلم تم امپراتور و قطعه دوئل پایانی را به کارهای قبلیاش افزود که هردو کار نامزد دریافت جایزهٔ اسکار شدند.
تجربهٔ بعدی ویلیامز، همکاری با ریچارد دونرِ کارگردان برای ساخت موسیقی سوپرمن (۱۹۷۸) است. تمهای قهرمانانه و رمانتیک موسیقی این فیلم به خصوص مارش اصلی، فانفار سوپرمن و تمی عاشقانه، موسوم به «آیا میتوانی فکرم را بخوانی» در هر چهار فیلم بعدی از این مجموعه به کار رفتند. ویلیامز در فیلم مهاجمان صندوق گمشده (۱۹۸۱) تم اصلی و هیجان آوری را با عنوان مارش مهاجمان برای همراهی با قهرمان فیلم ایندیانا جونزصندوق عهد، ماریان
کاراکتر فیلم و نازیهای تبهکار ساخت و در ساخت موسیقی دو سری بعدی از
مجموعه فیلمهای ایندیانا جونز تمهای جدیدی افزود. ویلیامز برای فیلم دیگر
اسپیلبرگ، ئی تی، موجود فرا زمینی
(۱۹۸۲) موسیقی پر احساسی تصنیف کرد که به خوبی حس کودکانه و معصومانه فیلم
را بیان میدارد. به خصوص قطعه با روحی که بیانگر احساس آزادی هنگام پرواز
است و یا قطعهای که با آوای ملایم سازهای زهی، القاگر حس دوستی بین دو
کاراکتر اصلی فیلم، ئی تی و الیوت میباشد. لحظههای وداع
در سکانس نهایی فیلم از لحظات نادر تاریخ سینما به شمار میرود و حوادث روی
صحنه در این سکانس برای مطابقت با اثر آهنگساز تنظیم شدهاند. ویلیامز
چهارمین جایزه اسکار را برای اثر مذکور از آن خود نمود. خلق نمود. همچنین تمهای جداگانهای برای
فیلم «رنگ ارغوانی» تنها فیلم اسپیلبرگ است که ویلیامز در ساخت موسیقی آن ایفای نقش نکردهاست، تولید کننده فیلم، «کوئینسی جونز» آهنگساز تمایل داشت تا خود شخصاً ساخت و تنظیم موسیقی این پروژه را به انجام رساند. ویلیامز همچنین برای فیلم «منطقه تاریک روشن»
که اسپیلبرگ، کارگردان یک حلقه از مجموع چهار حلقه آن است، موسیقی تصنیف
نکرده و وظیفه ساخت موسیقی آن توسط کارگردان و تولیدکننده اصلی فیلم جان لندیس به آهنگساز کهنهکار هالیوود و رقیب ویلیامز، جری گُلداِسمیت محول گردید. مشارکت ویلیامز و اسپیلبرگ با فیلم امپراتوری خورشید در ۱۹۸۷ از سر گرفته شد و تا به امروز ادامه یافتهاست. از فیلمهای پرهزینه و عامه پسندی مثل پارک ژوراسیک (۱۹۹۳) تراژدیهای غمناکی چون فهرست شیندلر (۱۹۹۳) و مونیخ (۲۰۰۵) تا ملودرامهایی با رنگ و بوی شرقی مانند سرگذشت یک گیشا (که نهایتا کارگردانی آن به راب مارشال سپرده شد)، همه و همه حاصل این همکاری میباشد. اسپیلبرگ در بسیاری از مناسبتها آهنگساز محبوبش را به حد افراط ستوده و از او به عنوان برترین آهنگساز تاریخ سینما یاد کردهاست.
در سال ۱۹۹۹ جورج لوکاس اولین فیلم از سهگانه دوم جنگ ستارگان
را که وقایع آن از نظر زمانی پیش از سهگانه قبلی اتفاق میافتند، بر پرده
سینما ظاهر ساخت. از ویلیامز خواسته شده بود تا موسیقی متن هر سه فیلم از
این مجموعه را بسازد. در ساخت اولین آنها تهدید شبح تمهایی از سهگانه قبلی نیز فراخوانده شد و تمهای جدیدی به عنوان لایتموتیف در حملهٔ کلونها (۲۰۰۲) و انتقام سیت (۲۰۰۵) بهکار رفت. شاید در کارهای اخیر برجستهترین آنها «نبرد الهگان سرنوشت» (Duel of the Fates) باشد. قطعهای ستیزهجویانه با همخوانی گروه کُر و با اشعاری تند و تیز به زبان سانسکریت
که دامنه اسلوبهای به کار رفته در موسیقی جنگ ستارگان را وسعت بخشید.
ویلیامز برای دومین اپیزود، قطعه «در گذر از ستارهها» (Across the
Stars)را تصنیف نمود که تمی بود عاشقانه برای دو کاراکتر جوان فیلم، پَدمه آمیدالا و آناکین اسکایواکر
و بازتابی از تم عاشقانه به کار رفته در «امپراتوری ضربه میزند» از
سهگانه پیشین. برای قسمت نهایی مجموعه یا اپیزود سوم ترکیبی از تمهای
متعدد به کار رفته در کل مجموعه، به کار رفت. کمتر آهنگسازی در این حجم
کاری برای فیلمهای دنبالهدار، موسیقی تصنیف کردهاست. کل مدت زمان موسیقی
ساخته شده برای تمام شش فیلم سری جنگ ستارگان بالغ بر ۱۴ ساعت میباشد. (جان بَری آهنگساز انگلیسی، برای چندین سری از فیلمهای جیمز باندهاوارد شور برای اقتباس سینمایی پیتر جکسون از کتاب جی. ر. ر. تالکین، یعنی سهگانه ارباب حلقهها مجموعا از ۱۲ ساعت فراتر میرود.) موسیقی ساخته و موسیقی آهنگساز کانادایی
با رسیدن هزاره جدید، ساخت موسیقی فیلمهای هری پاتر
که اقتباسی است از سری کتابهای پرفروش و محبوب نوجوانان با همین نام، به
ویلیامز پیشنهاد شد. او موسیقی سه قسمت اول از این مجموعه را تصنیف کرد و
یکی از بهترین تمهای ساخته شده توسط او، معروف به تم هدویگ در
قسمتهای پنجم و ششم این مجموعه نیز به کار رفت. مانند تمهای آغازین جنگ
ستارگان، آروارهها، سوپرمن و ایندیانا جونز، اکنون طرفداران بیشمار هری
پاتر نیز با قطعهای از جان ویلیامز به تماشای آغاز این فیلم مینشینند.
جوایز آکادمی (اسکار)
- ویولون زن روی بام (۱۹۷۱) (تنظیم و ترانه اصلی) دانلود
- آروارهها (۱۹۷۵) (بهترین موسیقی نسخه اصلی)
- جنگ ستارگان (۱۹۷۷) (بهترین موسیقی نسخه اصلی)
- ئی تی (۱۹۸۲) (بهترین موسیقی نسخه اصلی)
- فهرست شیندلر (۱۹۹۳) (بهترین موسیقی نسخه اصلی)دانلود
منبع:
ویکیپدیا