|
از آن بزرگ مرد جنتلمن ایرانی سخن راندن از برای شناساندن به مخاطب، جز گزاف گویی چیزی بیش نیست.
از همان زمان که در گلها رخ نماند بر موسیقی، شخصیت خود را سوای از بقیه هویدا ساخت و قدم در راهی نهاد نسبتا متفاوت.
کم اما قوی و محکم میساخت، گرداگرد موسیقیاش همه تفکر بود و تغزل، نه زانویی که از برای غمی به بقل کشیده باشند.
سالیان زیادی بود که بر گوشه این دل، یاختهای از مهرش نشسته بود اما هیچگاه مجال شنیدن چوب بازیاش را از دو قدمی، نکرده بودم.
پاره وقتی مانده به کنسرتش آنگونه که شخصیت وی خواهان بود کردم.با آرامش و بی عجله و همراه با طمانینه فراوان سرا را به قصد تالار وحدت ترک کردم. چنان آرامشی به خودم گرفتم که ابتدای راه موبایل را خاموش کردم.میرفتم که موسیقی بشنوم از فرهاد فخرالدینی.
در سالن همانهایی را دیدم که انتظارم طلب میکرد. هیچ زوج نامتناسبی نیافتم.هیچ زیبا رویی با چاق و بی هیکلی قدم نمیزد.قریب به اتفاق از قشر خورده بورِژوا بودند، اطو کشیده و دلنشین و خوش عطر و بو.
تنها جوان مو سپید کرده جمعیت تا آنجا که چشمان من میرانند خودم بودم. جمعیت سالخورده و مو سپید کردهها به شکل موعوجی رخ نمایی میکرد.
قبل از کنسرت، محجبهای که –شما بهتر گواهید بر مختصات ظاهرایش- نفی از منکر میکرد نظرم را بیش از شخصیتهای تقریبا یکدست حاظر به خودش جلب کرد.
بروشور کار مفصل و جامع بود و از آنجا که موسیقی های ساخته شده کاملا تصویری بودند ریز به ریز کار را بصورت صحنهای به تصویر کلمات کشیده بود. نخستین بخش: 1 - آفرینش (در چهار قسمت): رهبر و آهنگساز، فرهاد فخرالدینی
خورشید/ماه/آتش
خاک
رویش(حیات)
معراج(کمال)
بر اساس چهار عنصر آب،آتش،باد و خاک 2- لولاک(در سه قسمت): رهبر و آهنگساز مازیار حیدری
عام الفیل
بعثت
لولاک 3- معراج
رهبر و آهنگساز علی اکبر قربانی
شعر: شیخ بهایی-سلمان ساوجی آموختههای اندکم از هارمونی و رنگ بندی سازها و غیره سبب ساز مهر خموشی برای اظهار نظرم میشود. اما نمیتوانم از سخن راندن در مورد زیبایی سر به فلک کشیدهی قطعهی معراج که رقص چوب دستیهای این بزرگ مرد عاملش بود بپرهیزم.
تا آنجا که با شخصیت و فضای فکری فخرالدینی آشنا بودهام –از روزی روزگاری گرفته تا کیف انگلیسی – همیشه سازهای بادی بخش مهمی از بهارستان افکار او را برای خودشان تصرف میکنند، تا بدانجا که تو گویی قبل از شکل گرفتن هارمونی کل کار، سازهای بادی شخصیت خود را به کمال رساندهاند.(رجوع به موسیقی متن کیف انگلیسی).
فضای قطعات همان و رهبر همان رهبر بود و من آدرس را به درستی آمده بودم.
از سایر بخشها و رهبرهای دیگر هم جز این نکته چیزی برای گفتن ندارم که بنظر میرسید فرهاد فخرالدینی در استفاده از دستهایش بسیار توانمندتر و با صلابتتر از مابقی رهبران دیگر بود. بخش دوم 4 – محمد آخرین مرسل: رهبر و آهنگساز شهرام توکلی
شاعر: بهادر یگانه – سلمان ساوجی 5 –همای رحمت: رهبر و آهنگساز فرهاد فخرالدینی
گزیده موسیق امام علی
شعر: محمد حسین شهریار-عبدالقادر مراغهای
بعد از تنفسی بهارانه و در پایان بخش دوم یکی از اتفاقاتی که همیشه به انتظارش بودم رخت واقعیت به خود دید و آن اجرای موسیقی امام علی به رهبری شخص فرهاد فخرالدینی بود.
هر چند که وی تنظیم جدیدی بر تن این نوزاد چندین سالهاش پوشانیده بود اما برای همگان همان ریتم امام علی دوست داشتنی را زنده میکرد.
گویی که این شخصیت کاریزما بر آن است که چنان کند تا هر گاه نامی از وی پس از پروازش از قفس زندگی شد همگان ملودی امام علی را زمزمه کنند.
و در پایان هم بگذارید از آن سه نوجوانی که در انتهای تمامی کنسرتهای موسیقی به شکار تماشاچیان نشستهاند بگویم که چقدر خوش ذوقاند و با درهم آمیزی تعدادی از آهنگهای مشاهیر کشور ترکیه به انتظار خروج ناجیان زندهگیشان بودند.
هدایت عابدیجو
: 6 اردیبهشت 1387
|