نگاهی به موسیقی فیلم "س ک س و فلسفه" محسن مخملباف

ابتدا همراه با دیالوگهایی از این فیلم وارد حریم و محیط فلسفی تلخ اما واقعی فیلم شویم (هر چیزه تلخی بد مزه نیست)
 : جان (دلير نظر) معلم رقصی است که در چهلمين سالگرد تولدش از مريم، تهمينه، فرزانه و ملاحت، چهار دلداده اش دعوت می کند که به کلاس رقص او بروند. هيچ کدام از آنها از وجود ديگری خبر ندارد.او جشن تولد تنهایی خود را جشن میگیرد.
مريم: همزمان با چهار دوست دختر؟ اين عشقه؟
جان: اين جستجوست مريم. با هر يک از شما من پاره‌ای از قلب خودمو يافتم
جان: حالا قلبت تاپ تاپ می‌کنه؟ می‌خوام ترا در آغوش بگيرم.
مريم: چرا مردها همه‌اش می‌خوان جسم زن‌رو تسخير کنند؟
جان: برای اين که می‌خوام عشقمو ثابت کنم.
مريم: تصاحب تن، عشقه؟
جان: من عشقبازی می‌کنم، پس هستم.فلسفه من اينه.
مريم: من دوست داشته می‌شوم، پس هستم. فلسفه منم اينه.
جان: می‌خواستم در آغوش‌ات بگيرم، اما تو ...
مريم: جسم من مال کسی است که روحم ‌رو تسخير کرده باشه حق با تو بود. هيچ چيز ابدي نيست. حتي تپش عاشق‌ترين مرد، براي زيباترين زن. نه دل بستن دو دلداده چيزي‌رو در جهان عوض مي‌كنه. نه جدايي دو دلداده چيزي رو از جهان مي‌كاهه. اين‌ها حوادث پيش پا افتادة بشريه. همه عشق‌هاي تاريخ جهان به اندازة سوارخ شدن لايه ازون بر زمين اثر نگذاشته.
موسیقی که برای این فیلم در نظر گرفته شده خبر از یه غم،یک حزن جان کاه می دهد تا تفکر در یک نگرش فلسفی. فلسفه قرن ما رفتن به سمت تنهایی و فرو رفتن در خود است. اگر بنا باشد این موضوع با این همه حزن همراه باشد بهترین انتخاب همین موسیقی ست . یک آکاردئون و یک خواننده و موسیقی دوره گرد گونه . هیچ وقت نفهمیدم به چه علت است که ایرانی های اینقدر با ساز آکاردئون ارتباط بر قرار میکنند. چه گنجی نهفته ست در کلام با لحجه افغانی ، که هر ایرانی را اینقدر به اعماق خود می کشاند. به شخصه فکر می کنم تلفظ خاص و دگرگون کلماتی که هر روزه هزاران بار استفاده میکنیم باعث این رخداد میشود. از دیگر عواملی که شخصا معتقدم باعث تاثیر گذاری کلام با این لحجه شده است،کشش کلمات و ویبره ای ست که خواننده به کرات از آن استفاده میکند.چیزی که خوانندگان ایرانی کمتر استفاده میکنند.(البته در برخی موسیقی های مقامی مثل موسیقی بختیاری این مورد به اندازه کافی یافت میشود ).
به نظر میرسد ایرانی ها با سازهای کششی (نی – کمانچه – آکاردئون)بسیار راحت تر ارتباط برقرار کرده و با آنها به عنوان موسیقی های نوستالیژیکی برخورد میکنند. هر گاه قرار باشد از درد جانگاه یا بازگشت به گذشته ای صحبت به وسط آید بهترین کار ممکن استفاده از همان سازهای نامبرده است که در این فیلم مخملباف به خوبی از آن استفاده کرده است. به هر حال موسیقی این فیلم آنقدر حزن و اندوه و زیبایی نهفته دارد که هر ایرانیی را به راحتی مست و مسحور خود میکند.
این یک واقعیت است که ایرانی با موسیقی حزن دار زندگی میکند .

هدایت عابدی جو : 9 دی 1386


  

عضویت در خبرنامه




   

جستجوی موسیقی فیلم